تبليغاتX
چرا من مسلمانم ؟
به نام خدا امروزم تمام شدو اونی که باید می آمد نیامد

چرا؟

نه واقعا چرا ؟

کی می دونه ؟

بقول یکی روز جمعه شد و دلبر نیومد

ای خدا کاری بکن با دل من

نعجیل در فرج مولی و عزیز و عشقمون صلوات ودعا کنیم

والسلام

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 15:48 |
چرا امام زمان تاكنون ظهور نكرده است ؟ 
وقتى آن حضرت خود را براى يك دگرگونى اجتماعى آماده ساخته چه چيز مانع وى شده است كه در دوره غيبت صغرى يا سالهاى پس از آن به ميدان بيايد و غيبت خود را طولانى نسازد؛ با توجه به اينكه در آن زمان ، زمينه و شرايط كارهاى اجتماعى و اصلاحى بسيار آسان تر بوده است ؟
آن حضرت به واسطه رابطه مستقيمى كه بر اثر برنامه ريزيهاى خاص در زمان غيبت صغرى با مردم داشت ، اين مكان را يافته بود كه ياران خود را گرد آورد و با قدرت ، كار خود را شروع كند. قدرتهاى حاكم آن زمان نيز به اين مرتبه از توان و نيروى دهشتناك كه انسان امروزه بر اثر پيشرفت علم و صنعت به آن دست يافته است ، نرسيده بود.
جواب اين است كه هر كارى براى تغيير ساختار جامعه به وقوع پيوندد؛ موفقيت آن بستگى به يك سلسله شرايط و زمينه هاى خارجى دارد و تا همه آن شرايط كاملا تحقق نيابد امكان رسيدن به هدف وجود ندارد.
البته آن تغييرات اجتماعى كه سرچشمه اى الهى دارد از نظر پيام ، ربطى به عوامل خارجى (147) ندارد؛ زيرا پيامى كه زيربناى اين تغييرات است ، الهى و آسمانى است و شرايط خارجى در آن مؤثر نيست ولى از جنبه اجرايى بيرونى متكى است و موفقيت و زمان انجام آن بستگى به آن دارد و درست به همين جهت بوده است كه آسمان در انتظار ماند تا پنج قرن از جاهليت بگذرد و آن وقت آخرين پيام خود را به واسطه حضرت محمد، صلى اللّه عليه و آله ، فرستاد؛ و با آنكه جهان در دوران فترت نياز شديد به پيامبر داشت ولى به خاطر وابستگى اجرايى به شرايط خارجى در آن تاءخير شد. اين عوامل خارجى كه اجراى اصلاحات بدان نياز دارد برخى عبارتست از فضاى مورد نظر و برخى جزئيات است كه جنبش انقلابى در پيچ و خمهاى باريك آن را مى طلبد.
براى نمونه ، انقلابى كه لنين در روسيه با موفقيت رهبرى كرد به عامل مهمى مانند جنگ جهانى اول و سست شدن پايه امپراتورى تزار وابسته بود كه در ايجاد فضاى مناسب براى انقلاب سهم بسزايى داشت و عوامل جزئى و محدود ديگرى نيز در آن مؤثر بود مانند اينكه لنين توانست به سلامت وارد روسيه شود و انقلاب را رهبرى كند كه اگر هر حادثه اى باعث تاءخير ورود او شده بود؛ احتمال داشت انقلاب نتواند به اين سرعت حاكم شود.
آرى ، سنت تغييرناپذير الهى بر اين است كه اجرا و ايجاد تغييرات اصلاحى بستگى به عوامل خارجى ، فضاى مناسب و جو عمومى داشته باشد و به همين جهت بوده است كه اسلام پس از يك دوره طولانى و پس از چندين قرن ، ظهور كرد.
پس با اينكه خداى بزرگ ، توانايى دارد همه مشكلات و همه سختيها را براى پيام رسانيهاى آسمانى ، هموار و بوسيله اعجاز فضاى مناسب ايجاد كند، اين روش را انتخاب نكرده است ؛ زيرا امتحان و ابتلا و رنجى كه مايه تكامل انسان مى شود در صورتى تحقق مى يابد كه تحولات ، طبيعى و مطابق با شرايط خارجى باشد. البته اين مانع نيست كه خداوند در برخى جزئيات دخالت كند، جزئياتى كه در اصل فضاى مناسب مؤثر نيست ولى گاهى براى ايجاد تحرك لازم است ؛ مانند كمكها و توجهات غيبى كه خداوند در لحظه هاى حساس و بسيار دشوار به اولياى خود مى كند چنانكه : آتش نمرود براى ابراهيم گلستان مى شود(148) و دست آن يهودى پيمان شكن كه شمشير بر روى پيامبر كشيد از حركت مى افتد(149) و يا تندباد شديدى كه چادرهاى كافران و مشركان را زمانى كه در جنگ خندق ، مدينه را در محاصره داشتند از ريشه در مى آورد و ترس و وحشت را در دلهاى آنان مى افكند.(150)
ولى همه اينها از جزئيات فراتر نمى رود و در زمانى كه زمينه و شرايط براى اصلاحات عمومى كاملا آماده است كمكهاى فوريتى ، صورت طبيعى به خود مى گيرد و با واقعيتهاى خارجى مطابقت مى كند.
ما موقعيت امام زمان ، عليه السلام ، را با اين ديد بررسى مى كنيم تا دريابيم كه انقلاب او از نظر اجرا همانند همه انقلابها به زمينه هاى عينى و خارجى بستگى دارد و بايستى فضاى مناسب موجود باشد. از اينرو طبيعى است كه منتظر آن شرايط باشيم و همه مى دانند كه حضرت مهدى كارش محدود به يك منطقه و يك بخش از جهان است و بايستى همه بشريت را از تاريكى ستم به روشنايى عدل ، رهنمون گردد.(151) براى اجراى چنين تحول بزرگى تنها وجود رهبر صالح كافى نيست و گرنه در همان زمان پيامبر اين شرط وجود داشت . پس اين تحول بزرگ ، فضاى مناسب جهانى مى طلبد كه همه زمينه هاى خارجى لازم براى انقلاب عمومى در آن وجود داشته باشد.
عامل اساسى در ايجاد اين فضاى مناسب و پذيرش پيام جديد عدالت از طرف مردم همانا احساس پوكى و پوچى است كه انسان متمدن آن روز خواهد كرد و منشاء اين احساس ، تجربه هاى مختلف بشرى از تمدن است ؛ كه جنبه هاى منفى آن پشت او را خم مى كند و به آنجا مى رسد كه مى فهمد شديدا نياز به كمك دارد و از عمق جان ، توجه خود را به عالم غيب يا منبعى مجهول ، معطوف مى دارد.
اما از نظر پيشرفتهاى مادى مى توانيم بگوييم در آينده شرايط براى رساندن پيام به جهانيان بهتر از گذشته است ؛ زيرا بخش هاى مختلف دنيا به هم نزديك مى شوند، مردم مى توانند با هم ارتباط برقرار كنند و وسايلى كه يك سازمان مركزى براى آگاه سازى ملتها از رسالت جديد بدان نياز دارد، در دسترس مى باشد.
اما آنچه در سؤ ال به آن اشاره شده كه هر چه بيشتر در ظهور آن حضرت تاءخير بيفتد، ابزار و آلات جنگى پيشرفته تر خواهد شد، درست است ولى اين ابزار و آلات مادى براى كسانى كه روحيه خود را باخته اند و از درون پوسيده اند به چه كار مى آيد؟
چه بسا در طول تاريخ كه كاخ يك تمدن بزرگ با اولين تلنگر فرو ريخته است ، چرا؟ براى اينكه چنين بنايى در واقع از قبل فرو ريخته بوده است و هيچگونه پشتوانه و تكيه گاهى نداشته است .(152)
گفتار هفتم : آيا يك فرد مى تواند سرنوشت بشريت را تغيير دهد؟ 
به دنبال سؤ الات گذشته به سؤ ال ديگرى مى رسيم و آن اينكه يك شخص ‍ - هر قدر با عظمت باشد - آيا مى تواند يك تنه اين نقش بزرگ را ايفا كند؟ و آيا اين شخصيت جز همان انسانى است كه عوامل و شرايط خارجى او را پرداخته تا پيش درآمدى براى محقق ساختن حركت طبق همان شرايط باشد؟
منشاء و خواستگاه اين پرسش مربوط به ديدگاه خاصى است كه تاريخ را اين چنين تفسير مى كند كه : انسان در حركت تاريخ عامل ثانوى و فرعى است ؛(153) و عامل اصلى ، نيروهاى مادى و خارجى هستند كه انسان را احاطه كرده اند! در نتيجه يك فرد در بهترين حالات مفسر جهت گيرى آن عامل اصلى است و چيزى جز اين نيست .
در حالى كه ما در ديگر كتابهاى خود بخوبى روشن ساخته ايم (154) كه اساس تاريخ بر دو محور قرار دارد يكى انسان و ديگرى عوامل مادى كه انسان را احاطه كرده است ؛ همانطور كه عوامل مادى و ابزار توليد و طبيعت در انسان اثر مى گذارد، انسان نيز در اطراف خود و در ديگر عوامل خارجى اثر مى گذارد و هيچ توجيهى وجود ندارد كه بگوييم حركت از ماده شروع و به انسان ختم مى گردد؛ مگر عكس آن را هم بپذيريم كه ممكن است حركت از انسان شروع و به ماده ختم گردد؛ زيرا انسان و ماده در طول زمان در يكديگر اثر مى گذارند.
با اين حساب يك فرد مى تواند در جريان تاريخ از يك طوطى برتر باشد؛ بويژه شخصى كه واسطه ميان زمين و آسمان است (155) و خود همانند يك نيرو براى حركت تاريخ عمل مى كند و اين چيزى است كه در تاريخ پيامبران به اثبات رسيده است بويژه در تاريخ پيامبر خاتم ، صلى اللّه عليه و آله .
پيامبر اسلام حضرت محمد، صلى اللّه عليه و آله ، به خاطر تحقق رسالت آسمانى اش خود زمام حركت تاريخ را در دست گرفت و يك خط طولانى فرهنگى و تربيتى ايجاد كرد كه هرگز عوامل مادى و خارجى نمى توانستند از عهده آن برآيند؛ - چنانكه اين موضوع را در مقدمه دوم كتاب الفتاوى الواضحه توضيح داده ايم (156) - و هر چه به وسيله پيامبر اكرم ، صلى اللّه عليه و آله ، امكان وقوع داشته باشد وسيله امام منتظر، عليه السلام ، نيز ممكن است ؛ امامى كه از اهل بيت است و رسول گرامى اسلام ، صلى اللّه عليه و آله ، از نقش بزرگ او سخن گفته و به وجود او بشارت داده است .(157)
گفتار هشتم : در روز موعود به چه روشى تغيير صورت مى گيرد؟ 
و بالاخره به آخرين سؤ ال مى رسيم ، مى پرسند: روشى كه مى شود تصور كرد چنين فردى بتواند پيروزى قطعى عدالت را به ارمغان آورد و كيان ظلم و ستم را براندازى ، چيست ؟
پاسخ دقيق به اين پرسش بستگى دارد به شناخت زمان و مرحله اى كه حضرت مهدى ، عليه السلام ، پا به ميدان مى گذارد؛ اگر بشود دقيقا خصوصيات و اوضاع و احوال آن زمان را تشخيص داد؛ ممكن است در پرتو آن بتوان تصويرى از چگونگى عمليات و حركت آن را ترسيم كرد ولى تا زمانى كه ما شناختى نسبت به آن زمان نداريم و چيزى از شرايط و واقعيتهاى خارجى آن نمى دانيم ؛ نمى شود پاسخى علمى راجع به آنچه در آن روز اتفاق خواهد افتاد بيان كرد؛ گرچه مى شود حدس و گمانهايى زد كه آن غالبا بر پايه ذهنيات است نه واقعيتهاى عينى و خارجى .
در اينجا يك تصور درست وجود دارد كه مى شود آن را پذيرفت . اين تصور بر پايه رواياتى است (158) كه درباره اين جريان وارد شده و نيز بر پايه تجربه هايى است كه از انقلابهاى بزرگ تاريخ استفاده مى شود.
تصور مى شود كه ظهور حضرت مهدى ، عليه السلام ، به دنبال يك خلاء بزرگ كه نتيجه فساد و بحران تمدن است (159)، واقع مى شود. اين خلاء راه پيشروى رسالت جديد را مى گشايد و زمينه روحى پذيرش دعوت را آماده مى سازد. اين بحران روحى ، حادثه اى اتفاقى نيست كه ناگهان در تاريخ تمدن انسانها پديد آيد بلكه نتيجه طبيعى تناقضات تاريخ است ، تاريخ منهاى خدا؛ كه در نهايت هيچ راهى براى حل آن تناقضات پيدا نخواهد شد.
آنگاه است كه آتش روشن مى شود؛ آتشى كه هيچ چيز باقى نمى گذارد و از هيچ چيز نمى گذرد.
در اين لحظه است كه آن نور ظهور مى كند تا آتش را خاموش و عدالت آسمانى را در گستره زمين برپا دارد.
والحمداللّه رب العالمين و الصلوة و السلام على محمد و آله الطاهرين

منبع : رهبرى بر فراز قرون
(گفتگو درباره امام مهدى (ع )

نويسنده : آيه الله شهيد سيد محمد باقر صدر

تحقيق : دكتر عبدالجبار شراراه

ترجمه : مصطفى شفيعى)

دانلود کتاب :

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 14:1 |

به نام خدای علی

ولادت با سعادت آقا امام علی علیه السلام بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

و شیعیان آن حضرت مبارک

متنی که ملاحظه می کنید قطره ای است از دریای فضائل امیر المومنین علی علیه السلام

 

شیخ مفید روایت کرده که آن حضرت در سفری که به جانب بصره کوچ فرمود بجهت دفع اصحاب جمل نزول اجلال فرمود در ربذه حجاج مکه نیز در آنجافرود آمده بودند و در نزدیکی خیمه آن حضرت جمع شده بودند تا مگر کلامی از آن حضرت استماع کنند و مطلبی از آن جناب استفاده نمایند و آن جناب در خیمه خود بجای بود ابن عباس بجهت آنکه آن حضرت را از اجتماع مردم خبر دهد و اورا از خیمه بیرون آورد گفت رفتم به خدمت آن حضرت یافتم او را که کفش خود را پینه می زند و وصله می دوزد ، گفتم که احتیاج ما با آنکه اصلاح امر ما کنی بیشتر است از آنکه این کفش پاره را پینه بدوزی ، حضرت مرا پاسخ نداد تا از اصلاح کفش خود فارغ شد آنگاه آن کفش را گذاشت پهلوی آن یکتای دیگرش و مرا فرمود که این جفت کفش مرا قیمت کن . من گفتم قیمتی ندارد یعنی از کثرت اندراس و کهنگی دیگر قابل قیمت نیست و بهائی ندارد فرمود با این همه چند ارزش دارم ؟ گفتم درهمی یا پاره درهمی ، فرمود به خدا سوگند که این یک جفت کفش در نزد من بهتر و محبوب تر است از امارت و خلافت شما مگر اینکه توانم اقامه و احقاق حقی کنم یا باطلی را دفع کنم الخ.

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 16:14 |
مصحف فاطمه (سلام الله علیها)--حجةالاسلام سید تقى واردى
 
 
 
 
 

پیش گفتار
دانش و آگاهى اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) بر گرفته از علم الهى و فراتر و گسترده تر از معارف بشرى است و بدین جهت سرشار از حکمت و معرفت است و درک و تحلیل آن براى سایر انسان ها، مشکل و یا غیر ممکن است.
بدین لحاظ در روایت نورانى آنان آمده است: ان خبرنا صعب مستصعب، لا یحتمله الا ملک مقرب، أو نبى مرسل، أو مؤمن امتحن الله قلبه للایمان، أو مدینة حصینة. قیل: و اى شى‏ء المدینة الحصینة؟ قال: القلب المجتمع. (1)
یعنى: (درک و آگاهى از وضع و ) خبر ما دشوار و مشکل است و کسى نمى تواند آن را تحمل نماید، مگر فرشته مقرب پروردگار، یا پیامبر مرسل، یا مؤمنى که خداوند متعال قلبش را براى ایمان امتحان و آزمایش کرده باشد، و یا شهرى که استوار و محکم باشد.
پرسیده شد: شهر استوار و حصین چیست؟ امام(ع) فرمود: قلب کسى که به کمال رسیده باشد.
بنابراین، در حیات طیبه اهل بیت(ع) أسرار و رازهایى است که جز خودشان، کسى از آن ها با خبر و مطلع نیست و جز اندکى از انسان هاى به کمال رسیده، کسى توان تحمل و تحلیل آن ها را ندارد.
یکى از أسرار و رازهاى اهل بیت(ع)، کتاب هایى است که در میان آنان بوده و خود را موظف به نگه دارى آنان مى دانستند.
از مهمترین و عظیم ترین کتاب هاى اهل بیت(ع)، مصحف حضرت فاطمه زهرا(س) است.

 

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:44 |

به نام خدا

عقیده ما در مورد امامت

معتقدیم امامت اصلی از اصول دین می باشد که بدون اعتقاد به آن ایمان کامل نمی شود و در این اصل تقلید از پدر و مادر بستگان و مربیان  جایز نیست هر چند آنها انسانهای ارزشمند وبزرگسالی باشند بلکه همانند اصل هایی چون توحید نبوت اعتقاد به آن باید با تحقیق استدلال وتفکر باشد .

 امامت همچون نبوت لطف خداوند به بشر است و چون تحقق لطف از سوی خداوند لازم وضروری است باید در هر زمانی بعد از پیامبران برای جانشینی آنان امام وظیفه راهنمایی بشر را برای رسیدن به سعادت بر عهده بگیرد ولایت عمومی که پیامبران برای هدایت مردم دارند امام نیز بر عهده دارد با این ولاین عمومی امام عدالت را در میان بشر بر قرار می دارد او آنچه را که به نصلحت آنان است تدبیر می کند .

با این بیان می شود گفت که امامت استمرار نبوت است وهمان دلیلی که موجب برانگیخته شدن پیامبران وبعثت انبیاء است مو جب نصب امام بعد از پیامبر است .

از این رو که امامت دنباله نبوت است باید گفت : که امات توسط خداوند تعیین می شود چه از طریق پیامبر و چه از طریق امام ،امام بعد از خودش را تعیین می کند تعیین امام به انتخاب مردم نیست که هر کسی را که خواستند معین کنند یا هر وقت خواستند از انتخاب او صرف نظر کنند و بدون امام بسر ببرند و چون مساله در اختیار آنها بوده است باقی مانده بدون امام بای آنها صحیح باشد بلکه طبق حدیث معتبر

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) : کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است

بنابر این جایز نیست که هیچ زمانی زمین از حضور امام که اطاعتش واجب است خالی باشد و از طرف خداوند منصوب می باشد خالی بماند خواه انسانها او را به امامت قبول کنند خواه ننمایند  چه از او پیروی کنند چه از او پیروی نکنند خواه امام حاضر باشد خواه امام از دید مردم پنهان باشد زیرا غیبت پیامبر از مردم هنگام رفتن به غار و شعب ابو طالب صحیح است ، غیبت امامن یز صحیح و خالی از اشکال است و غیبت چه طولانی و چه کوتاه عقلا تفاوتی نمی کند .

 

معنای لغوی امام :

 

 

امامت یعنی شخصی بر مردم به گونه ای پیشی بگیرد که مردم از او پیروی کنند و به اقتدا نمایند . راغب در مفردات می گوید : امام عبارت از چیزی که پیروی شود و تفاوتی نمی کند که آن چیز انسان باشد که از لحاظ گفتار و کردار مورد پیروی قرار گیرد و یا اینکه کتاب باشد ویا هر چیز دیگر و نیز تفاوت نمی کند آنچه مورد پیروی است حق باشد ویا باطل و جمع آن ائمه است .

و در صحاح اللغِِة امامت اینگونه تعریف شده است : امام کسی است که به او اقتدا می شود و جمع آن ائمه است

ادامه در آینده خواهد آمد

انشاءالله

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 13:9 |
حقانیت جانشینی امیرمومنان علی (ع) در غدیر خم

بررسی ریشه ای ؛حقانیت جانشینی امیرمومنان علی (ع) در غدیر خم
غدیر سرزمینی است میان مکّه و مدینه، در نزدیکی «جحفه» که در حدود 200 کیلومتری مکّه واقع شده و چهارراهی است که حجّاج سرزمین های مختلف می توانستند در آنجا از هم جدا شوند:
راهی به سوی مدینه می رود، در جهت شمال.
راهی به سوی عراق می رود، در جهت شرق.
راهی به سوی مصر می رود، در طرف غرب.
و راهی به سوی یمن، در جهت جنوب.
امروزه این سرزمین، سرزمین متروکی است; ولی روزی شاهد یکی از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام بوده، و آن، روزِ نصب علی(علیه السلام) به جانشینی پیامبر گرامی اسلامی(صلی الله علیه وآله) (در روز هیجدهم ذی الحجّه سال دهم هجری) می باشد.
گرچه خلفا روی جهات سیاسی کوشیدند این خاطره عظیم تاریخی را از نظرها محو کنند و هم اکنون نیز بعضی از متعصّبان به دلائلی که ناگفته پیداست، سعی در محو یا کم رنگ کردن آن دارند; ولی ابعاد این حادثه آن قدر در صحنه تاریخ و حدیث و ادبیات عرب وسیع است، که قابل پوشانیدن یا محو کردن نیست.
و شما در این کتابچه به مدارک و منابعی در این زمینه برخورد می کنید که شگفت زده خواهید شد، و از خود می پرسید: مسأله ای که این همه دلیل و مدرک دارد چگونه مورد بی مهری و پرده پوشی قرار گرفته است؟!
امید است این تحلیل های منطقی و مدارکی که همه از منابع برادران اهل سنّت گرفته شده، وسیله ای برای تقریب صفوف مسلمین جهان گردد، و حقایقی که در گذشته به سادگی از کنار آن گذشته اند مورد توجّه دقیق همگان، به ویژه نسل جوان قرار گیرد.

حدیث غدیرسند گویای ولایت
حدیث غدیر یکی از دلایل روشن ولایت و خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بعد از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) است. که محقّقان اهمّیّت خاصّی برای آن قائل هستند.
متأسّفانه کسانی که درباره ولایت آن حضرت گرفتار پیش داوری هستند، گاهی سند حدیث را پذیرفته و در دلالت آن تردید می کنند، و گاه ناآگاهانه سند آن را زیر سؤال می برند.
برای روشن شدن ابعاد مختلف این حدیث، لازم است درباره هر دو موضوع با ذکر مدارک موثّق و معتبر سخن بگوییم:

http://www.porsojoo.com/fa/node/79328

ادامه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:17 |
                    به نام خدای مهدی

 

سلام

دوباره عصر جمعه است دل شما نگرفته آخه آقامون نیومد

چکار کنیم

نمی تونم و نمی دونم چی بگم

خداوکیلی براش تو هفته قبل شیعه بودیم

نه

اصلا منتظرش بودیم

عمرا

وای ...........

خدایا مارا ببخش که با امام زمانت اینکارو می کنیم

ما غرق گناهیم

خدایا ما را آدم کن و اراده خوب شدن به ما بده کاری کن توبه کنیم

وبه سوی تو بیاییم

و دل

و دل

ودل آقامونو نشکنیم

استغفر الله ربی و اتوب الیه

الهی العفو

خدای مهربانم فرج مولا

عزیز وامام مارا نزدیک بگردان

الهی آمین

همه برای تعجیل در فرج آقا صلوات و دعا کنیم و توبه کنیم و آدم بشیمو ..........................

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:58 |

 

به نام خدا

 

سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  تسلیت می گوییم

 

 

احمد بن اسحاق یکی از یاران خاص و گرانقدر امام حسن عسکری علیه السلام می گوید :

به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدم می خواستم درباره امام بعد از او بپرسم ، حضرت پیش از سوال من فرمود : ای احمد بن اسحاق خداوند از زمانی که آدم را آفریده تا روز رستاخیز ، هرگز زمین را از حجت خالی نگذاشته ونمی گذارد . خداوند از برکت وجود حجت خود در زمین ، بلا را از مردم جهان دفع می کند وباران می فرستد وبرکات نهفته در زمین را آشکار می سازد .

عرض کردم : پیشوا و امام بعد از شما کیست ؟ حضرت به سرعت برخاست و به اطاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت ، در حالی که پسر بچه را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می درخشید به دوش می کشید .

فرمود : احمد بن اسحاق اگر پیش خدا و پیش امامان محترم نبودی ، این پسرم را به تو نشان نمی دادم ، او

همنام و هم کنیه رسول خداست ، زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم وجور پر شده باشد . او در میان این امت ( از نظر طول غیبت ) همچون (( خضر)) و (( ذوالقرنین )) است ، او غیبتی خواهد داشت که ( در اثر طولانی بودن آن ) بسیاری به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که  خداوند آنان رادر اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته وتوفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او می بخشد ، از گمراهی نجات می یابند .....  .

 

 

 

 

 

 

 

 

شناخت مختصری از امام حسن عسکری علیه السلام

یازدهمین پیشوای شیعیان

در سال 232 ه ق چشم به جهان گشود

پدرش امام دهم امام هادی علیه السلام

مادر گرامیشان بانوی پارسا و شایسته حدیثه که برخی او را به نام سوسن یاد کرده اند

از آنجا که امام یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامراء در محله عسکر ( به صورت اجباری ) سکونت داشت

به همین جهت عسکری نامیده شد .

ایشان 22 ساله بودند که پدر بزرگوارشان به شهادت رسید و مدت امامتشان 6 سال و مدت عمر شریفشان فقط 28 سال بود .

در سال سال 260 ه ق به شهادت رسیدند و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدربزرگوارشان به خاک سپرده شد .

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 14:32 |

به نام خدا

روش برخورد با دنیا

 

امام علی علیه السلام فرموند :

 

در گذشته برادری داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود ، واز شکم بارگی دور بود ، پس آنچه را نمی یافت آرزو نمی کرد ، وآنچه را می یافت زیاده روی نداشت .

 

در بشتر عمرش ساکت بود ، اما گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخنوران برتری داشت ، و تشنگی پرسش کنندگان را فرو می نشاند .

به ظاهر ناتوان ومستضعف می نمود ، اما در برخورد جدی چونان شیر بیشه می خروشید ، یا چون مار بیابانی به حرکت در می آمد .

تا پیش قاضی نمی رفت دلیلی مطرح نمی کرد ، و کسی را که عذری داشت سرزنش نمی کرد ، تا آنکه عذراورا می شنید ، از درد شکوه نمی کرد ، مگر پس ازتندرستی و بهبودی ، آنچه عمل می کرد می گفت ، وبدانچه عمل نمی کرد چیزی نمی گفت ، اگر در سخن گفتن بر او پیشی می گرفتند در سکوت مغلوب نمی گردید .

و بر شنیدن بیشتر از سخن گفتن حریص بود .

 

اگر بر سر دوراهی دو کار قرار می گرفت ، می اندیشید که کدام یک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت می کرد ،

 پس بر شما باد روی آوردن به اینگونه از ارزش های اخلاقی ، و با یکدیگر در کسب آنها رقابت کنید، و اگر نتوانستید ، بدانید که بدست آوردن برخی از آن ارزش های اخلاقی بهتر از رها کردن همه است .

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 20:55 |

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند  :

 

خدا دستور داده چهار نفر از اصحابم را دوست دارم وخدا هم آنان را دوست دارد ،

پرسیدند : ای رسول خدا اینها کیانند ما هر کدام مایلیم جزء آنان باشیم ؟

فرمود : علی یکی از آنها است سپس اندکی صبر کرد و باز فرمود یکی از آنها علی است ،

وبقیه : ابوذر ، سلمان فارسی ، ومقداد

 

 

علی علیه السلام فرماید : به پیغمبر از شر حسودان شکایت کردم ، فرمود : تو خرسند نیستی

که نخستین چهار دسته ای که وارد بهشت می شوند من و تو هستیم وفرزندان ما پشت سر ما

                                              ، وشیعیانمان در چپ و راستمان .
+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 19:49 |

به نام خدا

 از ولادت تا شهادت امام حسین علیه السلام

ولادت

ولادت آن حضرت ،در شب پنجم ماه شعبان سال چهلارم هجری ،و به روایتی روز سوم آن واقع شده است .

ام فضل همسر عباس ابن عبدامطلب (عموی پیامبر ) می گوید : شبی قبل از تولد حسین علیه السلام  در خواب دیدم که پاره ای  از گوشت بدن پیغمبر جدا شد و در دامان من قرار گرفت .

تعبیر این خواب را از رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  پرسیدم . فرمود : اگر خوابت از خوابهای راستین باشد به زودی دخترم دارای پسری می شود ومن او را برای شیر دادن به تو می سپارم .

ایام یکی پس از دیگری می گذشت از فاطمه سلام الله علیها پسری متولد شد و او را برای شیر خوردن به من سپردند روزی او را نزد رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  بردم .آن حضرت او را بر روی زانوی خویش نشانید و شروع به بوسیدن او کرد ،در آن هنگام قطره ای از بول او بر جامه آن حضرت افتاد من اورا به شدت از دامان رسول خدا دور کردم ،به نوعی که به گریه افتاد . رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  به گونه ای غضبناک فرمود : آرام ام الفضل جامه من شسته می شود ،ولی تو فرزندم را آزردی من حسین علیه السلام  را به حال خویش گذاشتم و برای آوردن آب از اتاق خارج شدم .

هنگامی که بازگشتم دیدم رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

 می گرید . گفتم : یا رسول الله علت گریه شما چیست ؟

فرمود : لحظه ای پیش جبرئیل آمد و مرا خبر داد که امتم این فرزندم را به قتل می رسانند.

 

 محدثین روایت کرده اند که چون یکسال از زندگی حسین علیه السلام  گذشت ، دوازده فرشته بر رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  نازل شدند که دارای صورتهای مختلف وچهره های قرمز بودند ودر حالی که پر وبال خویش را گشوده بودند گفتند : ( یا محمد همان ستمی که از قابیل به هابیل وارد آمد ، بر فرزندت حسین نیز وارد خواهد شد ، و همان پاداشی که به هابیل داده شد به او نیز داده می شود و عذاب وگرفتاری کشندگانش چون عذاب قابیل خواهد بود .)

آن موقع در آسمانها فرشته مقربی نبود مگر آنکه به خدمت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

 مشرف شد و حضرت را بر کشته شدن حسین علیه السلام  تسلیت داد و به آنچه خداوند  در عوض شهادتش برای او معین فرموده خبر داد و تربت قبر حسین علیه السلام  را به رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  نشان می داد و در خلال این احوال پیغمبر می فرمود : ( خداوندا کسی را که فرزندم حسین را خوار کند ذلیل و خوار گردان ، وآن را که حسینم را بکشد بکش . کشنده او را به مقصودش نائل نگردان . )

                                         
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 19:21 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امامت

چهارمین اصل از اصول اعتقادی اسلام امامت است. امام در لغت به معنای پیشوا و رهبر و در اصطلاح ،جانشینی

پیغمبر اسلام ( صلی الله علیه وآله )

 و رهبری و امامت امامان معصوم است .

امام در مکتب تشیع یکی از اصول دین است و وظایف امام در این مکتب امتداد وظایف پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه وآله )

 می باشد یعنی

فلسفه بعثت پیامبران با فلسفه نصب و تعیین امام از طرف خداوند یکی است و همان دلائل که ایجاب می کند،

 خداوند رسولی را بفرستد همانها ایجاب می کند که پیامبر اسلام ( صلی الله علیه وآله )

 امامی را منصوب کند تا عهده دار وظایف رسالت باشد .

علم وسیع و گسترده ، عصمت و مصونیت از گناه و خطا از شرایط اصلی و اساسی امام است و شناسایی چنین فردی

جز ار راه وحی ممکن نیست از این جهت شیعه معتقد است که مقام امامت یک منصب الهی است وامام باید از جانب خداوند

منصوب و معین گردد.

پس بحث درباره خلافت و امامت یک بحث تاریخی نیست بلکه در ماهیت حکومت اسلام و شیوه فرمانروایی پس از رحلت

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وآله )

 در مسائل فکری و عقیدتی و غیر آنها به چه کسی باید رجوع کنند .

شیعه معتقد است پس از پیامبر اکرم  ( صلی الله علیه وآله )

حضرت علی (علیه السلام ) و یازده نفر از فرزندانش یکی پس از دیگری جانشینان بحق پیامبر( صلی الله علیه وآله )

 می باشند .

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:44 |

به نام خداوندی که علی را آفرید

 

با سلام عید سعید غدیر خم را به شما عزیزان تبریک می گویم

امیدوارم با محبت علی باشیم با علی باشیم باعلی محشور بشویم

 

می خواستم جند حدیث و سخن در عظمت امام علی علیه السلام برای شما بنویسم :

روایات بسیاری در وصف امام علی علیه السلام از شیعه و سنی نقل شده است :

جابر بن عبدالله انصاری :

از رسول خدا (صلی الله علی و آله) روایت می کند :

علی بهترین فرد از افراد بشر است کسیکه شک کند حقا ً روی حق را پوشانده وکفر ورزیده است .

ام هانی دختر ابوطالب که خواهر امیرالمومنین علیه السلام است روایت می کند

از رسول خدا ( صلی اللله علیه و آله ) که فرمود :

بهترین افراد مردم نزد خدا کسی است که در قبرش بخوابد و هیچ شکی در دلش نباشد که بهترین افراد بشر

 علی و ذریه اوست .

روایات معراجیه دال بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام :

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)  به امیر المومنین (علیه السلام )فرمود  :

ای علی من در چهار مقام اسم تو را مقرون به اسم خود دیدم

چون مرا بسوی آسمان به معراج می بردند همینکه به بیت المقدس رسیدم در روی صخره آن این جملات بود :

نیست معبودی مگر خدا،محمد است رسول خدا او را تایید کردم به علی که وزیر اوست .

وچون به سدرةالمنتهی رسیدم ، بر آن دیدم این کلمات را :

نیست معبودی مگر من به تنهایی،محمد است برگزیده

 از میان آفریده های من  من او را تایید کردم به علی وزیر او، او را به علی یاری نمودم .

 و چون به عرش خداوند رب العالمین رسیدم دیدم : بر پایه های آن نوشته بود

من خدای هستم هیچ معبودی نیست جز من، محمد است حبیب من از میان بندگان من او را تاکید کردم به علی

 وزیر او و او را به علی یاری نمودم .

و چون به بهشت رسیدم دیدم بر در بهشت نوشته بود :

نیست معبودی مگر من، محمد است حبیب من از میان مخلوقات من او را تاکید کردم

 به علی وزیر او و او را به علی نصرت دادم.

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 21:44 |