تبليغاتX
چرا من مسلمانم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: سه نفر از بنى اسرائيل با يكديگر هم سفر شدند و به مقصدى روان شدند. در بين راه بارى ظاهر شد و باريدن آغاز نمود، خود را پناهنده به غارى نمودند.
ناگهان سنگى درب غار را گرفت و روز را بر آنان چون شب ، ظلمانى ساخت . راهى جز آنكه به سوى خدا روند نداشتند. يكى از آنان گفت خوب است كردار خالص و پاك خود را وسيله قرار دهيم ، باشد كه نجات يابيم ، و هر سه نفر اين طرح را قبول كردند.
يكى از آنان گفت : پروردگارا تو خود مى دانى كه من دختر عمويى داشتم كه در كمال زيبائى بود، شيفته و شيداى او بودم ، تا آنكه در موضعى تنها او را يافتم ، به او در آويختم و خواستم كام دل برگيرم كه آن دختر عمو سخن آغاز كرد و گفت : اى پسر عمو از خدا بترس و پرده عفت مرا مدر. من به اين سخن پاى بر هواى نفس گذاردم و از آن كار دست كشيدم ، خدايا اگر اين كار از روى اخلاص نموده ام و جز رضاى تو منظورى نداشتم ،اين جمع را از غم و هلاكت نجات ده ناگاه ديدند آن سنگ مقدارى دور شد و فضاى غار كمى روشن گرديد.
دومى گفت : خدايا تو مى دانى كه من پدر و مادرى سالخورده داشتم ، كه از پيرى قامتشان خميده بود، و در همه حال به خدمت آنان مشغول بودم شبى نزدشان آمدم كه خوراك نزد آنان بگذارم و برگردم ، ديدم آنان در خوابند، آن شب تا صبح خوراك بر دست گرفته نزد آنان بودم و آنان را از خواب بيدار نكردم كه آزرده شوند.
پروردگارا اگر اين كار محض رضاى تو انجام دادم ، در بسته به روى ما بگشا و ما را رهائى ده ؛ در اين هنگام مقدارى ديگر سنگ به كنار رفت سومى عرض ‍ كرد: اى داناى هر نهان و آشكارا، تو خود مى دانى كه من كارگرى داشتم ؛ چون مدتش تمام شد مزد وى را دادم ، و او راضى نشد و و بيش از آن اندازه طلب مزد مى كرد، و از نزدم برفت .
من آن وجه را گوسفندى خريدارى كرم و جداگانه محافظت مى نمودم كه در اندك زمان بسيار شد. بعد از مدتى آن مرد آمد و مزد خود را طلب نمود. من اشاره به گوسفندان كردم . آن گمان كرد كه او را مسخره مى كنم ؛ بعد همه گوسفندان را گرفت و رفت .(29)
پروردگارا اگر اين كار را براى رضاى تو انجام داده ام و از روى اخلاص بوده ، ما را از اين گرفتارى نجات بده . در اين وقت تمام سنگ به كنارى رفت و هر سه با دلى مملو از شادى از غار خارج شدند و به سفر خويش ادامه دادند.(30)

منبع : يكصد موضوع 500 داستان سيد على اكبر صداقت

دانلود کتاب :

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 13:54 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

یکی از معجزات رسول مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله

 

راوندی روایت کرده است که یکی از انصار بزغاله داشت آنرا ذبح کرد بزوجه خود گفت که بعضی را بپزید و بعضی را بریان کنید شاید حضرت  رسول صلی الله علیه وآله ما را مشرف گرداند و امشب  در خانه ما افطار کند وبسوی مسجد رفت ودو طفل خرد  داشت چون دیدند که پدرشان بزغاله را کشت یکی بدیگری گفت بیا ترا ذبح کنم وکارد را گرفت و او را ذبح کرد مادر که آنحالرا مشاهده کرد فریاد کرد و آن پسر دیگر از ترس گریخت و از غرفه بزیر افتاد و مرد آن زن مومنه هر دو طفل مرده خود را پنهان کرد و طعام را برای قدوم مبارک حضرت مهیا کرد چون حضرت داخل خانه انصاری شد جبرئیل فرود آمد وگفت  یا رسول الله بفرما که پسر هایش را حاضر گرداند چون پدر بطلب پسر ها بیرون رفت مادر ایشان گفت حاضر نیستند وبجائی رفته اند ، برگشت وگفت حاضر نیستند حضرت فرمود که البته باید حاضر شوند  وباز پدر بیرون آمد ومبالغه کرد مادر او را بر حقیقت مطلع گردانید و پدرآن دو فرزند مرده را نزد حضرت حاضر کرد ،

حضرت دعا کرد و خدا هر دو را زنده کرد و عمر بسیار کردند .

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 21:6 |

            معانی و الفاظ وحی

 

 جواد باقري (كارشناس ارشد كلام اسلامي): در شانزدهم اسفند 1363 سميناری تحت عنوان «سعادت از ديدگاه متفكّران مسلمان و آلمانى» در انجمن حكمت و فلسفه اسلامى تشکیل شد که یکی از شرکت کنندگان آن هانس كونگ بود. وي در رابطه با الفاظ وحی مطالبي ايراد كرد که مشابه آن اکنون نیز در برخی محافل و به نقل از دكتر سروش مطرح شده است. استاد محمدتقی جعفری هم كه در آن سمینار حضور داشت به اين مطالب پاسخ هايي داد كه برخی از پاسخ ها متناسب با بحث های روز است، با اندکی تلخیص و ویرایش، ازجلد17 ترجمه وتفسیرنهج البلاغه، ص64 در ادامه آمده است.

 

به گزارش رجانيوز، هانس كونگ در آن سمينار ادعا كرد به پيامبر اسلام وحى شده است ولى آنچه وحى شده، معانى بوده است امّا الفاظ را خود آن حضرت انتخاب فرموده است. وي [جهت استدلال] به تفاوت ميان سوره‏هاى مدنى و مكى اشاره كرد [که چون متفاوتند پس الفاظ قرآن از پیامبر اکرم است].

 

برخي حاضران در سمينار، اين نظريه را پذيرفتند. به دوستان گفتم اگر مقصود شما اين است كه اين نظريه گام بزرگى است كه يك دانشمند مسيحى برمبناى دلائل قطعى بر مى‏دارد و آن را ابراز مى‏كند، كاملاً صحيح است و اگر منظورتان اين است كه نظريه ايشان از همه جهات صحيح است، اين مطلب قابل قبول نيست، زيرا اين كه گفته شود: آنچه بر پيامبر اسلام وحى شده است، معانى بوده نه الفاظ، و انتخاب الفاظ از خود پيامبر اسلام بوده است، براى چيست؟ اگر در انتخاب الفاظ...، پيامبر اسلام هيچ اشتباهى نكرده است، اين نظريه نتيجه خاصى در برنخواهد داشت، زيرا بر اين فرض جایى براى دگرگون كردن الفاظ از معانى خود نمى‏ماند كه مثلاً درباره آيه 125 سوره مبارکه نسا گفته شود: معنایى كه بر پيامبر اسلام به عنوان وحى نازل شده بود، اين بود كه پيروى كند از ملّت ابراهيم كه در اختيار يهود يا مسيحيّت است، ولى پيامبر اسلام الفاظى انتخاب كرده كه عام است؛ زيرا هيچ كس چنين احتمالى نخواهد داد كه پيامبر آن معنا را با الفاظ مزبور بيان نمايد و اگر براى اين است كه در هر موردى كه مطلب پسنديده نشود، بگوئيم خداوند سبحان معناى صحيحى را بر پيامبر اسلام نازل فرموده است ولى پيامبر در انتخاب قالب هاى لفظى اشتباه فرموده‏اند، اين هدف قطعاً مردود است. نه عقل آن را مى‏پذيرد و نه خود قرآن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 19:54 |

به نام الله جل جلاله

 

و چون حضرت محمد  صلی الله علیه وآله متولد شد آنحضرت را به پیش عبدالمطلب آوردند اورا

در دامن گذاشت و گفت :

الحمد الله الذی اعطانی    هذا الغلام الطیب الاردان

قد ساد فی المهد علی الغلمان

 

 حمد می گویم و شکر می کنم خداوندی را که عطا کرد بمن این پسر خشبو را که در گهواره بر همه اطفال سادت و بزرگی دارد پس او را تعویذ نمود بارکان کعبه و شعری چند در فضایل آنحضرت فرمود .

 

در آنوقت شیطان در میان اولاد خود فریاد کرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند چه چیز ترا از جا بر آورده است ای سید ما، گفت : وای بر شما از اول شب تا حال احوال آسمانها و زمین را متغیر می یابم و میباید که حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که تا عیسی به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است پس بروید و بگردید و تفحص کنید که چه امر غریب حادث شده است پس متفرق شدند و گردیدند وبرگشتند و گفتند چیزی نیافتیم ،

آن ملعون گفت که استعلام این امر کار من است .

پس فرو رفت در دنیا و جولان کرد در تمام دنیا تا بحرم رسید دید که ملائکه اطراف حرم را فرو گرفته اند ، چون خواست که داخل شودملائکه بانگ بر او زدند بر گشت و کوچک شد مانند گنجشکی و از جانب کوه حری داخل شد ، جبرئیل گفت : بر گرد ای ملعون ، گفت : ای جبرئیل یکحرف از تو سوال می کنم ،بگو امشب چه واقع شده است در زمین ، جبرئیل گفت : محمد صلی الله علیه و آله که بهترین پیغمبران است امشب متولد شده است  ، پرسید که آیا مرا در او بهره ای هست ؟

گفت : نه ، پرسید که آیا در امت او بهره دارم ؟ گفت : بلی ،

ابلیس گفت : راضی شدم .

 

منتهی الآمال

45

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 19:42 |

بسم الله

 

پندهایی حکیمانه از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله :

 

 

بهترین ذکرها ذکر پنهان است.

 بهترین رزقها آن است که ، به حد کفایت باشد

بهترین عبادات آن است که ، پنهان تر باشد .

بهترین مجالس آن است که  ، وسیع تر باش .

 

بهترین کارهای دین شما آن است که آسان تر باشد .

بهترین ازدواج ها آن است که ساده تر و آسان تر باشد .

بهترین صدقه آن است که در حال رفاه باشد .

بهترین علوم آن است که سودمند باشد .

بهترین هدایتها آن است که به مرحله عمل در آید .

 

بهترین الهاماتی که به قلب می شود ، یقین است .

بهترین مردم آن است که ، بیش از همه  به مردم سود برساند .

بهترین رفقا کسی است که ، برای رفیق بهتر باسد .

بهترین عدد رفقا چهار است .

بهترین شما کسی است که ، قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد .

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 11:38 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله )

چهارده قرن پیش (سال 610 میلادی ) در زمانی که شرک و بت پرستی سراسر جهان را فرا گرفته بود و

 انسانهای مظلوم زیر فشار طبقه حاکم دست و پا می زدند و همه مردم گرفتار ناامیدی بودند ،از خاندانی

 شریف مردی برخاست و خود را حامی مظلومان، خواستار عدل و آزادی پاره کننده زنجیرهای اسارت

وطرفدار علم دانش خوانده واساس رسالت خود را فرمانهای الهی و وحی آسمانی معرفی نمود و خود را

خاتم پیامبران نامید .

او محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه و آله ) است او از بنی هاشم است یعنی همان طایفه ای که در شجاعت وسخاوت و پاکی و

 اصالت در بین همه قبایل عرب مشهر بودند شایستگی روحی آن بزرگوار تا آنجا بود که همه تاریخ جهان

از دوست و دشمن بر او گواهی دادند تاریخ چهل ساله حیات پر افتخار حضرت پیش از رسالت آسمانی وی

در دسترس است حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) در آن محیط نا مساعد و تیره جزیره العرب در همه جنبه های فضیلت زبانزد

خاص و عام بود و آنچنان مورد اعتماد همگان بود که محمد امین شهرت یافته است درود فراوان خداوند بر

او و خاندان پاکش باد .

سندهای رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله )

دلیل رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله ) :

اعجاز، معرفی پیامبران قبلی، قرائن و شواهد قطعی

تاریخ گواه گواه قرائن و شواهد رسالت و بعثت حضرت است و کتالهای آسمانی و انبیاء قبل بشارت

بعثت پیامبر گرامی اسلام را داده اند .

نوع اول :

معجزاتی که به تقاضای فردی یا جمعی انجام می گرفت و حضرت هم از خداوند می خواست و سپس

آن معجزه بدست حضرت عملی می شد مانند سلام کردن سنگ ، شهادت دادن درخت برآن حضرت

شهادت دادن سوسمار به رسالت حضرت، شق القمر ، زنده کردن مردگان، اخبار از مغیبات ،

 که ابن شهر آشوب گوید 4440 معجزه برای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) بوده که سه هزار از آنها ذکر شده است .

نوع دوم :

قرآن معجزه دائمی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) است که جاویدان و برای همه زمانها و مکانها تا قیامت می باشد

تفاوت که میان پیامبر اسلام و سایر پیامبران وجود دارد این است که رسالت آنان از جهتی محدود

بود مثلا آنان برای امت و گروه محدودی مبعوث شده بودند بعضی محدود به زمان و مکان

خاصی بودند و اگر بعضی از آنان از نظر مکانی محدود نبودند ولی مدت و زمان رسالت آنها کاملا

محدود و موقت بود و هرگز مدعی رسالت دائمی نبودند .

از این جهت معجزات آنان هم ،فصلی و مقطعی بود و اما حضرت محمد(صلی الله علیه و آله ) رسالتش دائمی و همیشگی است

 لذا غیر از معجزات  فصلی ، معجزه دائمی (قرآن ) دارد که برای همیشه باقی است وبرای همیشه دلالت

بر رسالت آن جناب دارد .

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 18:54 |