تبليغاتX
چرا من مسلمانم ؟

 

به نام خدا

 

سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  تسلیت می گوییم

 

 

احمد بن اسحاق یکی از یاران خاص و گرانقدر امام حسن عسکری علیه السلام می گوید :

به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدم می خواستم درباره امام بعد از او بپرسم ، حضرت پیش از سوال من فرمود : ای احمد بن اسحاق خداوند از زمانی که آدم را آفریده تا روز رستاخیز ، هرگز زمین را از حجت خالی نگذاشته ونمی گذارد . خداوند از برکت وجود حجت خود در زمین ، بلا را از مردم جهان دفع می کند وباران می فرستد وبرکات نهفته در زمین را آشکار می سازد .

عرض کردم : پیشوا و امام بعد از شما کیست ؟ حضرت به سرعت برخاست و به اطاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت ، در حالی که پسر بچه را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می درخشید به دوش می کشید .

فرمود : احمد بن اسحاق اگر پیش خدا و پیش امامان محترم نبودی ، این پسرم را به تو نشان نمی دادم ، او

همنام و هم کنیه رسول خداست ، زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم وجور پر شده باشد . او در میان این امت ( از نظر طول غیبت ) همچون (( خضر)) و (( ذوالقرنین )) است ، او غیبتی خواهد داشت که ( در اثر طولانی بودن آن ) بسیاری به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که  خداوند آنان رادر اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته وتوفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او می بخشد ، از گمراهی نجات می یابند .....  .

 

 

 

 

 

 

 

 

شناخت مختصری از امام حسن عسکری علیه السلام

یازدهمین پیشوای شیعیان

در سال 232 ه ق چشم به جهان گشود

پدرش امام دهم امام هادی علیه السلام

مادر گرامیشان بانوی پارسا و شایسته حدیثه که برخی او را به نام سوسن یاد کرده اند

از آنجا که امام یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامراء در محله عسکر ( به صورت اجباری ) سکونت داشت

به همین جهت عسکری نامیده شد .

ایشان 22 ساله بودند که پدر بزرگوارشان به شهادت رسید و مدت امامتشان 6 سال و مدت عمر شریفشان فقط 28 سال بود .

در سال سال 260 ه ق به شهادت رسیدند و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدربزرگوارشان به خاک سپرده شد .

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 14:32 |

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 20:0 |

به نام الله جل جلاله

 

و چون حضرت محمد  صلی الله علیه وآله متولد شد آنحضرت را به پیش عبدالمطلب آوردند اورا

در دامن گذاشت و گفت :

الحمد الله الذی اعطانی    هذا الغلام الطیب الاردان

قد ساد فی المهد علی الغلمان

 

 حمد می گویم و شکر می کنم خداوندی را که عطا کرد بمن این پسر خشبو را که در گهواره بر همه اطفال سادت و بزرگی دارد پس او را تعویذ نمود بارکان کعبه و شعری چند در فضایل آنحضرت فرمود .

 

در آنوقت شیطان در میان اولاد خود فریاد کرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند چه چیز ترا از جا بر آورده است ای سید ما، گفت : وای بر شما از اول شب تا حال احوال آسمانها و زمین را متغیر می یابم و میباید که حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که تا عیسی به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است پس بروید و بگردید و تفحص کنید که چه امر غریب حادث شده است پس متفرق شدند و گردیدند وبرگشتند و گفتند چیزی نیافتیم ،

آن ملعون گفت که استعلام این امر کار من است .

پس فرو رفت در دنیا و جولان کرد در تمام دنیا تا بحرم رسید دید که ملائکه اطراف حرم را فرو گرفته اند ، چون خواست که داخل شودملائکه بانگ بر او زدند بر گشت و کوچک شد مانند گنجشکی و از جانب کوه حری داخل شد ، جبرئیل گفت : بر گرد ای ملعون ، گفت : ای جبرئیل یکحرف از تو سوال می کنم ،بگو امشب چه واقع شده است در زمین ، جبرئیل گفت : محمد صلی الله علیه و آله که بهترین پیغمبران است امشب متولد شده است  ، پرسید که آیا مرا در او بهره ای هست ؟

گفت : نه ، پرسید که آیا در امت او بهره دارم ؟ گفت : بلی ،

ابلیس گفت : راضی شدم .

 

منتهی الآمال

45

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 19:42 |