تبليغاتX
چرا من مسلمانم ؟

به نام خداوند مهربان

این مطلب یکی از دوستان البته خلاصه شده به نام عماد

در اسلام 73 فرقه وچود داره و از لحاظ نظری اگر همه شون غلط نباشن فقط یکی شون درستند پس در اسلام هم تحریف شده. یعنی اکثریت مسلمانان به اسلامی ایمان دارند که اسلام واقعی نیست.
سوما اگر تسلیم در برابر خالق هست پس فداست قایل شدن واسه پیامبر و امام و ولی فقیه و این حرفا چیه.
خسته نباشی

 

جواب

دین اسلام یعنی برنامه و راهنما که از سوی خدا و به وسیله پیامبر و ائمه به سوی مردم فرستاده شده تا راهنمای آنان باشد در رسیدن به کمال

و دینی مورد قبول و عمل به آن واجب و موثق می باشید بنابراین اگر هم فرقه هایی در طول تاریخ اسلام

شکل گرفته باطل و بر اساس اصول و فرامین خداوند نمی باشد زیرا که توسط انسان ها  تشکیل شده است و دین کامل و تحریف نشده اکنون در میان مسلمانان

می باشد وعده بسیار کمی هستند که به این فرقه های باطل گرویده اند

در حالی که در ادیانی چون مسیحیت و یهود علنا تحریف شده است .

 

قسمت دوم :

در مورد مطلب فوق که در باب تسلیم بیان شد  اینکه

پیغمبر و ائمه جانشینان و نمایندگان خدا بر روی زمین می باشند

اول اینکه قداست قائل شدن و گوش دادن به فرمان پیغمبر و امامان همان قداست قائل شدن و

گوش فرا دادن به فرمان خدا می باشد

زیرا که خداوند در قرآن می فرماید

( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم )

(اطاعت کنید خدا و رسول و صاحبان امر تون را که از شما می باشند )

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 18:37 |

به نام خدا

دین اصلی و صراط مستقیم در پیشگاه الهی ،اسلام یا تسلیم در برابر

معبود است . پنج پیامبر اولوالعزم آسمانی حضرت نوح ،ابراهیم ،موسی ،

عیسی ، محمد  (صلی الله علیه وآله )دارای شرایع مستقلی بوده اند که روح اسلام در همه ی آنان

جاری و متبلور بوده است .

با آمدن شریعت خاتم و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) شرایع گذشته نسخ شده اند و مورد پذیرش

نیستند . از سوی دیگر در طول قرون متمادی شرایع گذشته دستخوش تحریف ومورد سوء

استفاده دسمنان دین قرار گرفته است .

در آیین اسلام یهودیان و مسیحیان  از اهل کتاب به شمار می روند و احکام ویژه و جایگاه خاص

دارند . عدم حجیت آیین های گذشته به معنای بطلان و غلط بودن همه آموزه های آنها نیست

بلکه از باب پذیرش اسلام و قبول آخرین دستور الهی و نسخه آسمانی است چرا که مقتضای بندگی

و تسلیم برابر خالق ، استقبال از همه سفارشات و فرامین حق است .

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 12:59 |

به نام خدا

 از ولادت تا شهادت امام حسین علیه السلام

ولادت

ولادت آن حضرت ،در شب پنجم ماه شعبان سال چهلارم هجری ،و به روایتی روز سوم آن واقع شده است .

ام فضل همسر عباس ابن عبدامطلب (عموی پیامبر ) می گوید : شبی قبل از تولد حسین علیه السلام  در خواب دیدم که پاره ای  از گوشت بدن پیغمبر جدا شد و در دامان من قرار گرفت .

تعبیر این خواب را از رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  پرسیدم . فرمود : اگر خوابت از خوابهای راستین باشد به زودی دخترم دارای پسری می شود ومن او را برای شیر دادن به تو می سپارم .

ایام یکی پس از دیگری می گذشت از فاطمه سلام الله علیها پسری متولد شد و او را برای شیر خوردن به من سپردند روزی او را نزد رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  بردم .آن حضرت او را بر روی زانوی خویش نشانید و شروع به بوسیدن او کرد ،در آن هنگام قطره ای از بول او بر جامه آن حضرت افتاد من اورا به شدت از دامان رسول خدا دور کردم ،به نوعی که به گریه افتاد . رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  به گونه ای غضبناک فرمود : آرام ام الفضل جامه من شسته می شود ،ولی تو فرزندم را آزردی من حسین علیه السلام  را به حال خویش گذاشتم و برای آوردن آب از اتاق خارج شدم .

هنگامی که بازگشتم دیدم رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

 می گرید . گفتم : یا رسول الله علت گریه شما چیست ؟

فرمود : لحظه ای پیش جبرئیل آمد و مرا خبر داد که امتم این فرزندم را به قتل می رسانند.

 

 محدثین روایت کرده اند که چون یکسال از زندگی حسین علیه السلام  گذشت ، دوازده فرشته بر رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  نازل شدند که دارای صورتهای مختلف وچهره های قرمز بودند ودر حالی که پر وبال خویش را گشوده بودند گفتند : ( یا محمد همان ستمی که از قابیل به هابیل وارد آمد ، بر فرزندت حسین نیز وارد خواهد شد ، و همان پاداشی که به هابیل داده شد به او نیز داده می شود و عذاب وگرفتاری کشندگانش چون عذاب قابیل خواهد بود .)

آن موقع در آسمانها فرشته مقربی نبود مگر آنکه به خدمت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

 مشرف شد و حضرت را بر کشته شدن حسین علیه السلام  تسلیت داد و به آنچه خداوند  در عوض شهادتش برای او معین فرموده خبر داد و تربت قبر حسین علیه السلام  را به رسول خدا ( صلی الله علیه وآله )

  نشان می داد و در خلال این احوال پیغمبر می فرمود : ( خداوندا کسی را که فرزندم حسین را خوار کند ذلیل و خوار گردان ، وآن را که حسینم را بکشد بکش . کشنده او را به مقصودش نائل نگردان . )

                                         
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 19:21 |

به نام پروردگار حکیم

 

سلام بر تو ای جانشین خداوند در زمین او و جانشین  پیامبرش ....     

سلام بر تو ای نگهدارنده راز های پروردگار                                 

سلام بر تو ای بازمانده از بزرگان برگزیده ......                             

سلام بر تو ای وارث گنجینه دانش های خداوند                               

سلام بر تو ای رازهای نهفته پروردگار .....                                  

سلام بر تو ای دروازه خدایی که جز از آن عبور نباید                       

سلام بر تو ای راه الهی که رونده جز آن راه هلاک پیماید .......           

سلام بر تو ای حجت الهی ای که هرگز پنهان نیست                         

سلام بر تو ای زبان خدایی که او را حکایت کند                             

سلام بر تو ای وجه خدایی که در برابر دیده بندگان رفت و شد کند .....  

 

                                      السلام علیک یا مهدی ..................

------------------ 

برای فرج آقا هرروز دعا کنید .............................................

اللهم عجل لولیک الفرج                                                   

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 16:40 |
به نام خدا

به امید خدای یگانه

که مرحمت فرمود که این وبلاگ به راه بیفته و کمک فرمود که پستهایی هر چند کوتاه و کم از مسائل اسلامی بیان شود ایدوارم که مورد استفاده و هدایت کننده ما باشد خدای مهربان به سوی راه حق .

همان طور که آگاه هستید از گند روز آینده وارد روزهای با عظمت و تاریخی و حماسی محرم می شویم

به همین دلیل از فردا به امید خدا پستها تا پایان عاشورای حسینی در مورد کل مطلب محرم و فرهنک عاشورا وشهادت اما حسین علیه السلام و یاران با وفایش در

کربلا بحث خواهد شد .

لذا عزیزان نیز هر مطلبی یا سوالی یا پیغامی در این مورد دارند بیان بفرمایند

با تشکر از شما

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 15:55 |

به نام خدای مهربان

 

از ولادت تا دوران جوانی

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله )

( ۱ )

صفحات تاریخ گواهی می دهد که میلاد پیامبران آسمانی با حوادث و رویدادهایی همراه بوده است مثلا میلاد موسی در زمانی رخ داد که حکومت وقت گروهی را مامور کرده بود تا تمام نوزادان ذکوربنی اسرائیل را ذبح کنند زیرا که شنیده بود وی به وسیله فردی از بنی اسرائیل نابود خواهد شد از این جهت کودکان زیادی به وسیله دژخیمان فرعون سربریده شدند ولی اراده قاهر ونافذ خدا سبب شد که موسی دیده به جهان گشاید واز هر آسیبی مصون بماند حتی در دامان دشمن که خود فرعون باشد پرورش یابد .

(( خدا به مادر موسی الهام کرد که فرزند خود را در میان صندوقی بگذار و آن را به امواج آب نیل بسپار .موج آب ، صندوق حامل موسی را به ساحلی که قصر فرعون در آنجا قرار داشت ،می رساند ،دشمن من و او ، از وی حمایت کرده واورا پرورش می دهد ، ومجددا فرزندت را به تو باز می گردانیم .-طه/41-43))

 

دوران بارداری مریم وتولد حضرت مسیح با یک رشته حوادث عظیم و چشمگیر که مخالف قوانین عادی بود همراه بوده است مادر وی مریم بدون آنکه با مردی ازدواج کند آبستن گردید وضع او به گونه ای بود که احدی از بنی اسرائیل از آن آگاه نبود واو در محلی خلوت وضع حمل کرد ، خدا به او دستور داد که درخت خرمای خشکیده را تکان دهد تا رطب ( خرمای تر ) از آن فرو ریزد آنگاه فرزند خویش را به سوی قوم خویش آورد سیل اعتراض ها آغاز شد او برای دریافت پاسخ به نوزاد خود [مسیح] اشاره کرد که سوال های خود را از او بپرسند ناگهان نوزاد لب بسخن گشود ،وگفت :(( من بنده خدا هستم کتاب ( انجیل ) به من داده شده است واز پیامبران می باشم ،خدایم مرا به نماز وزکات امر فرموده است.-مریم /18-23 ))

 

ولادت پیامبر گرامی اسلام با یک رشته حوادث فوق العاده همراه بود مثلا هنگام ولادت او ایوان کسری شکافت و چند کنگره آن فرو ریخت ،آتشکده فارس خاموش شد ،

بت های مکه سرنگون شد ،نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد وشعاع وسیعی را روشن ساخت وانوشیروان و مؤبدان خواب وحشتناکی دیدند .و آن حضرت هنگام تولد جمله های (( الله اکبر ، الحمد لله کثیراً وسبحان الله بکرة و أصیلا ً )) را بر زبان جاری کرد .

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 15:53 |

 بسم الله الرحمن الرحیم

معاد

بعد از مساله توحید هیچ یک از مسائل عقیدتی به اهمیت مساله معاد نمی رسد در قرآن حدود یکهزارو دویست آیه

 

درباره معاد است و تقریبا ً در تمام صفحات آن ذکری از معاد شده است و تقریبا حدود سی مورد بعد از ایمان به

خداوند موضوع ایمان به جهان دیگر مطرح شده  است مانند : ویومنون بالله و الیوم الآخر،بنابراین ایمان به خداوند

و حکمت و قدرت و عدالت او بدون ایمان به معاد کامل نمی گردد.

 

آثار ایمان به معاد

 

1 – ایمان و اعتقاد به معاد به زندگی انسان مفهوم می بخشد و زندگی این جهان را از پوچی در می آورد .  

2 – اعتقاد به معاد انسان رادر روند تکاملی خویش قرار داده و او را از تحیر و سرگردانی نجات می دهد . 

3 – ایمان به معاد ضامن اجرای تمام قوانین الهی، احقاق حقوق می گرددو به انسان در برابر سختیها نیرو   

 می بخشد .

4 – اعتقاد به معاد انگیزه اصلی تهذیب نفس ، عمل به تکالیف شرع ، فداکاری و ایثار می باشد .             

5 – ایمان به معاد روح دنیا پرستی را که ریشه همه خطایا و جنایات است از بین می برد و خود عامل       

ترک گناه است .

در نتیجه ایمان به معاد تاثیر بسیار عمیق و گسترده ای در اعمال انسانها دارد زیرا اعمال انسان بازتاب

اعتقادات اوست و به تعبیر دیگر رفتار هر انسانی با جهانبینی او ارتباط و پیوند مستقیم دارد کسی که به قیامت

 اعتقاد دارد در اصلاح خویش و انجام اعمال گوناگون فوق العاده سختگیر و موشکاف است.او هر لحظه بخواهد

هر کاری انجام دهد آثار قطعی آن را در مقابل چشمان خود می بیند بنابراین همیشه مراقب رفتار خویش است.

 

در مقابل انسانهائیکه عقیده وتوجه به جهان پس از مرگ ندارند زندگی دنیا برایشان چوچ بی محتوا و تکراری است

اگر زندگی دنیا را بدون جهان دیگردر نظر بگیریم درست مانند این است که زندگی دوران جنین را بدون زندگی این دنیا

 فرض کنیم که چیزی جز یک زندان تاریک نخواهد بود راستی اگر انتهای این دنیا فنا و نیستی همیشگی باشد چقدر تاریک و

وحشتناک است حتی مرفه ترین زندگی هم پوچ وبی معنی خواهد بود، مدتی خام و بی تجربه تا پخته شدن مدتی رنج تحصیل

و تشکیل زندگی وسپس پیری وآنگاه مرگ ونابودی چه معنایی خواهد داشت ؟

پس برای چه زنده ایم؟

خوردن غذا ،پوشیدن لباس، کار و تلاش ،این زندگی تکراری را دهها سال ادامه دادن که آخر چی ؟

آیا واقعا این آسمان گسترده ،این زمین پهناور، این همه تحصیل علم واندوختن تجربه و این همه استاد ان و مربیان همه برای

چند روز زندگی و سپس نابودی همیشگی است اینجاست که پوچی زندگی برای آنها که عقیده به معاد ندارند قطعی می شود .

 

اما کسانی که عقیده به معاد دارند ،دنیا را مزرعه ای برای آخرت می دانند کشتزاری که باید در آن بذر افشانی کرده تا محصول آن را

 در یک زندگی جاویدان وابدی برداشت کنیم ،دنیا گذرگاه وپلی است که باید از آن عبور کرده و به مقصد برسیم آنهم مقصدی که

بقول قرآن : فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین ( در بهشت آنچه انسانها میل دارند موجود است ،آنچه از دیدن چشمها

لذت می برند .)

عظمت چنین عالمی را (لا عین رات ولا اذن سمعت (نه هیچ چشمی مانندش را دیده و نه هیچ گوشی  شنیده ))چقدر گوارا

و شیرین است رنج وتلاش برای رسیدن به چنین مقامی و چقدر آسان است تحمل مشکلات و ناراحتها،زیرا در نهایت

آرامش ابدی وجاودانی است .

پس نخستین اثر اعتقاد به جهان پس از مرگ ،مفهوم دادن وهدف بخشیدن به زندگی است زیرا از نظر معتقدین به قیامت

مرگ نیستی و نابودی نبوده بلکه دریچه ای به یک زندگی جاودان است .

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 18:19 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امامت

چهارمین اصل از اصول اعتقادی اسلام امامت است. امام در لغت به معنای پیشوا و رهبر و در اصطلاح ،جانشینی

پیغمبر اسلام ( صلی الله علیه وآله )

 و رهبری و امامت امامان معصوم است .

امام در مکتب تشیع یکی از اصول دین است و وظایف امام در این مکتب امتداد وظایف پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه وآله )

 می باشد یعنی

فلسفه بعثت پیامبران با فلسفه نصب و تعیین امام از طرف خداوند یکی است و همان دلائل که ایجاب می کند،

 خداوند رسولی را بفرستد همانها ایجاب می کند که پیامبر اسلام ( صلی الله علیه وآله )

 امامی را منصوب کند تا عهده دار وظایف رسالت باشد .

علم وسیع و گسترده ، عصمت و مصونیت از گناه و خطا از شرایط اصلی و اساسی امام است و شناسایی چنین فردی

جز ار راه وحی ممکن نیست از این جهت شیعه معتقد است که مقام امامت یک منصب الهی است وامام باید از جانب خداوند

منصوب و معین گردد.

پس بحث درباره خلافت و امامت یک بحث تاریخی نیست بلکه در ماهیت حکومت اسلام و شیوه فرمانروایی پس از رحلت

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وآله )

 در مسائل فکری و عقیدتی و غیر آنها به چه کسی باید رجوع کنند .

شیعه معتقد است پس از پیامبر اکرم  ( صلی الله علیه وآله )

حضرت علی (علیه السلام ) و یازده نفر از فرزندانش یکی پس از دیگری جانشینان بحق پیامبر( صلی الله علیه وآله )

 می باشند .

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 14:44 |

با عرض سلام

عزیزان من هرکی هر سوالی در زمینه اعتقادی

احکام و یا هرچی که در موردش سوال دارید را از من بپرسید

شما می توانید در قسمت نظرات سوالات خودتون را طرح کنید rwsoal@yahoo.com

با
+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 18:55 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله )

چهارده قرن پیش (سال 610 میلادی ) در زمانی که شرک و بت پرستی سراسر جهان را فرا گرفته بود و

 انسانهای مظلوم زیر فشار طبقه حاکم دست و پا می زدند و همه مردم گرفتار ناامیدی بودند ،از خاندانی

 شریف مردی برخاست و خود را حامی مظلومان، خواستار عدل و آزادی پاره کننده زنجیرهای اسارت

وطرفدار علم دانش خوانده واساس رسالت خود را فرمانهای الهی و وحی آسمانی معرفی نمود و خود را

خاتم پیامبران نامید .

او محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه و آله ) است او از بنی هاشم است یعنی همان طایفه ای که در شجاعت وسخاوت و پاکی و

 اصالت در بین همه قبایل عرب مشهر بودند شایستگی روحی آن بزرگوار تا آنجا بود که همه تاریخ جهان

از دوست و دشمن بر او گواهی دادند تاریخ چهل ساله حیات پر افتخار حضرت پیش از رسالت آسمانی وی

در دسترس است حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) در آن محیط نا مساعد و تیره جزیره العرب در همه جنبه های فضیلت زبانزد

خاص و عام بود و آنچنان مورد اعتماد همگان بود که محمد امین شهرت یافته است درود فراوان خداوند بر

او و خاندان پاکش باد .

سندهای رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله )

دلیل رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله ) :

اعجاز، معرفی پیامبران قبلی، قرائن و شواهد قطعی

تاریخ گواه گواه قرائن و شواهد رسالت و بعثت حضرت است و کتالهای آسمانی و انبیاء قبل بشارت

بعثت پیامبر گرامی اسلام را داده اند .

نوع اول :

معجزاتی که به تقاضای فردی یا جمعی انجام می گرفت و حضرت هم از خداوند می خواست و سپس

آن معجزه بدست حضرت عملی می شد مانند سلام کردن سنگ ، شهادت دادن درخت برآن حضرت

شهادت دادن سوسمار به رسالت حضرت، شق القمر ، زنده کردن مردگان، اخبار از مغیبات ،

 که ابن شهر آشوب گوید 4440 معجزه برای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) بوده که سه هزار از آنها ذکر شده است .

نوع دوم :

قرآن معجزه دائمی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) است که جاویدان و برای همه زمانها و مکانها تا قیامت می باشد

تفاوت که میان پیامبر اسلام و سایر پیامبران وجود دارد این است که رسالت آنان از جهتی محدود

بود مثلا آنان برای امت و گروه محدودی مبعوث شده بودند بعضی محدود به زمان و مکان

خاصی بودند و اگر بعضی از آنان از نظر مکانی محدود نبودند ولی مدت و زمان رسالت آنها کاملا

محدود و موقت بود و هرگز مدعی رسالت دائمی نبودند .

از این جهت معجزات آنان هم ،فصلی و مقطعی بود و اما حضرت محمد(صلی الله علیه و آله ) رسالتش دائمی و همیشگی است

 لذا غیر از معجزات  فصلی ، معجزه دائمی (قرآن ) دارد که برای همیشه باقی است وبرای همیشه دلالت

بر رسالت آن جناب دارد .

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 18:54 |

به نام خداوندی که علی را آفرید

 

با سلام عید سعید غدیر خم را به شما عزیزان تبریک می گویم

امیدوارم با محبت علی باشیم با علی باشیم باعلی محشور بشویم

 

می خواستم جند حدیث و سخن در عظمت امام علی علیه السلام برای شما بنویسم :

روایات بسیاری در وصف امام علی علیه السلام از شیعه و سنی نقل شده است :

جابر بن عبدالله انصاری :

از رسول خدا (صلی الله علی و آله) روایت می کند :

علی بهترین فرد از افراد بشر است کسیکه شک کند حقا ً روی حق را پوشانده وکفر ورزیده است .

ام هانی دختر ابوطالب که خواهر امیرالمومنین علیه السلام است روایت می کند

از رسول خدا ( صلی اللله علیه و آله ) که فرمود :

بهترین افراد مردم نزد خدا کسی است که در قبرش بخوابد و هیچ شکی در دلش نباشد که بهترین افراد بشر

 علی و ذریه اوست .

روایات معراجیه دال بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام :

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)  به امیر المومنین (علیه السلام )فرمود  :

ای علی من در چهار مقام اسم تو را مقرون به اسم خود دیدم

چون مرا بسوی آسمان به معراج می بردند همینکه به بیت المقدس رسیدم در روی صخره آن این جملات بود :

نیست معبودی مگر خدا،محمد است رسول خدا او را تایید کردم به علی که وزیر اوست .

وچون به سدرةالمنتهی رسیدم ، بر آن دیدم این کلمات را :

نیست معبودی مگر من به تنهایی،محمد است برگزیده

 از میان آفریده های من  من او را تایید کردم به علی وزیر او، او را به علی یاری نمودم .

 و چون به عرش خداوند رب العالمین رسیدم دیدم : بر پایه های آن نوشته بود

من خدای هستم هیچ معبودی نیست جز من، محمد است حبیب من از میان بندگان من او را تاکید کردم به علی

 وزیر او و او را به علی یاری نمودم .

و چون به بهشت رسیدم دیدم بر در بهشت نوشته بود :

نیست معبودی مگر من، محمد است حبیب من از میان مخلوقات من او را تاکید کردم

 به علی وزیر او و او را به علی نصرت دادم.

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 21:44 |

بسم الله

عدل الهی

اصل دوم از اصول اعتقادی اسلام عدل خداوند متعال است .

عدل یکی از صفات جمالیه خداوند متعال است مساله عدل الهی از یک سوبا اصل ایمان به خدا ارتباط دارد و از سوی دیگر با مساله معاد و

 از سویی با مساله نبوت و امامت و از طرفی با مساله فلسفه احکام پاداش و جزا جبر و تفویض مربوط می شود

 از این جهت اعتقاد به اصل عدالت

 یا نفی آن می تواند چهره تمام معارف و اعتقادات دینی را دگرگون سازد  اضافه بر این باز تاب عدل الهی در مساله

عدالت اجتماعی وعدالت اخلاقی و مسائل تربیتی نیز قابل انکار نیست به خاطر این ویژگی هاست که در بین صفات خداوند

عدل از اصول اعتقادی شمرده شده است .

امیرالمومنین در عبارت فشرده و پر محتوایی  توحید و عدل را کنار هم قرار داده و می فرمایند :

توحید آن است که او را در وهم اندیشه خویش نیاوری (زیرا هر چه در وهم آید محدود است )

و عدل آن است که اورا متهم نسازی ( اعمال قبیحی که از تو سر زده به او نسبت ندهی )

 

معنای عدالت خداوند

1 – عدل در خداوند یعنی دوری پروردگار از انجام هر عملی که بر خلاف مصلحت و حکمت باشد .

2 – عدل یعنی همه انسانها در پیشگاه خداوند از هر جهت یکسان و برابرند و هیچ انسانی نزد او

 بر دیگری برتری ندارد  مگر کسیکه با تقوا و اعمال نیک خود را از فساد و تباهی دور کند .

3 – قضاوت و پاداش به حق : یعنی هیچ عملی را هر چند خیلی نا چیز و کوچک باشد از هیچ کس

 ضایع نکرده و بی اجر و پاداش نمی گذارد و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد .

4 – قرار دادن هر چیزی در محل خودش : (عادل کسی است که هر چیزی را در جای خود قرار دهد )

5- عمل بر مبنای هدف : یعنی تمام آفرینش در جهان برمبنی هدف است و در ایجاد همه عالم

 اسرار و دلائلی نهفته است و هیچ چیز بیهوده و عبث نیست .

( آیا گمان کردید ما شما را عبث و بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما بازگشت نمی کنید – سوره مومنون 117)

 

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 20:50 |

به نام پروردگارمهربان

 

دین اسلام یک دین  خدایی و آسمانی می باشد بنابرین این برنامه زندگی و راه رسیدن به مقصود

دارای یک اصول و چهار چوب محکم می باشد که هر کس که نام اسلام و یک مسلمان را یدک می کشد

بر این پنج اصل معتقد و ملزم می باشد .

این پنج اصل به این شرح می باشد:

1- توحید

توحید در لغت :

واژه توحید از نظر لغوی به معنای (یگانه دانستن و یکتا شمردن )است

توحید در اصطلاح: یعنی نفی خدای دوم و همچنین نفی اجزاء برای خدا  

 

دلائل عقلی برای اثبات واحد بودن و یکی بودن خداوند:

 

1 – خاوند متعال که کمال مطلق است و هیچ حد اندازه و مرزی در او راه ندارد پرودگاری که زمان و مکان

 مخلوق اوست  آفریدگاری که ازلی و ابدی است و جز یکی نمی تواند باشد

چرا چون که اگر به معنای نام محدود بودن ونامتناهی بودن آن توجه کنیم متوجه می شویم و می فهمیم که نا محدود

جز یکی نمی تواند باشد زیرا تعدد موجب محدود شدن و متناهی شدن می باشد .

 

2 – در جهان نظم واحدی وجود دارد دلیل بر وجود ناظم واحد همان نظم و قوانین که دانشمندان ستاره شناس

و منجم در کرات و کهکشانها می بینند و همان نظمها را دانشمندان اتم شناس دردل اتم می بینند همین نظم در

 کشور تن و جسم انسان هم دیده می شود پس اگر جز یک نظم دهنده وجود داشت نظام عالم بهم می خورد .

 

دلائل نقلی بر یکی بودن خدا

 

 قرآن کریم :

(. لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا. سوره انبیاء آیه 22 )

(- و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه لا اله الاانا فاعبدون- سوره انبیاء آیه 15

ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست

 پس فقط مرا پرستش کنید )

 

سنت :

امام علی علیه السلام در وصیت به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید  :

بدان ای پسرم اگر پروردگارت شریک و همتایی داشت رسولان او به سوی تومی آمدند

و آثار ملک و قدرتش را می دیدی و افعال و صفاتش را می شناختی اما او خداوندی یکتاست

 همان گونه که خویش را توصیف کرده است .
+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 13:36 |
به نام کسی که ما را بیش از خودمان دوست دارد

این وب راه افتاده

و بااین وبلاگ می تونید با اسلام آشنا بشید

هر نوع سوالی هم دارید از من بپرسید نا سلامتی ما مسلمونیم دیگه

بای

 

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 11:56 |