گذری بر سیره اخلاقی پیامبر اسلام صلیّ الله علیه وآله

یا رسول الله .................
- کلامت روشن و فصیح بود .
- به فراخور عقل و درک مخاطب سخن می گفتی
- گاهی سخنی را سه بار تکرار می کردی تا طرف خوب بفهمد
- هنگام سخن کلام را با لبخند می آمیختی.
- هر گز سخن کسی را قطع نمی کردی .
- زبان به بدگویی و عیب جویی از دیگران نمی گشودی .
- صدایت که می کردند می فرمودی : لبیک
- خطبه هایت از همه کوتاهتر ولی پر مایه تر بود .
- زبانت را از آنچه بی مورد و بیهوده بود فرو می بستی.
- همواره خدا را یاد می کردی و استغفار بر زبان داشتی .
- چیزی می گفتی که دلها را به هم الفت دهد نه آنکه میانه ها را بهم بزند .
- با کسی مجادله و بحث نمی کردی
- هنگامی که سخن می فرمودی همه ساکت بودند آنچنان که گویی بر سرشان پرنده نشسته است .
- سراپا گوش نزد تو نزاع لفظی نمی کردند .
- به سخن دیگران خوب گوش می کردی .
- محکم و استوار راه می رفتی .
- گام بر داشتنت چنان بود که نشان می داد ناتوان و کسل نیستی آنچنان که گویی سنگی از سرازیری می غلطد با مهابت و چالاک .
- وقتی سوار بودی اجازه نمی دادی دیگران پیاده پا به پایت راه آیند یا سوار بر مرکب می کردی یا بر سر موعدی قرار می گذاشتی .
- از گذرگاهی که عبور می کردی عطرت نشان می داد که از آنجا گذشته ای .
- از هر جا می گذشتی سنگها و درختان تعظیمت می کردند .
- در سفرها آخر های جمعیت راه می رفتی تا اگر کسی درماند یا کمک خواست کمکش کنی .
- گاهی سوار اسب می شدی گاهی بر قاطر و الاغ سوار می شدی یا بر شتر و گاهی پیاده .
- سواره که بودی دیگران را هم بر ترک می نشاندی.
- اوقات داخل خانه را به سه قسمت تقسیم می کردی : بخشی برای نیایش و عبادت و برای خدا ، قسمتی برای خانواده و بخش دیگری برای کارهای شخصی خود .
- در خانه با خانواده همکاری می کردی گوشت می بریدی ،شیر می دوشیدی ،لباس وصله می زدی
- هر غذایی که می پختند می خوردی .
- از طعامی بد نمی گفتی .
- در را می گشودی .
- کفش خود را می دوختی.
- بر زمین می نشستی و بر زمین غذا می خوردی .
- به خدمتکار خانه وقتی خسته می شد کمک می کردی.
- زیر اندازت عبایی بود و بالشی از پوست پر شده از لیف خرما .
- بر حصیر می خوابیدی .
- هنگام خواب مسواک می زدی ودعا می خواندی .
- و چون از خواب بر می خواستی خدا را سجده می کردی .
- کار مراجعه کنندگان را راه می انداختی .
- نیازمند و سائلی را دست خالی رد نمی کردی .
- بنده شکور خدا بودی .
- نور چشمانت نماز بود .
- وقتی به نماز می ایستادی از خوف خدا رنگ از چهره ات می پرید .
- در سینه ناله های سوزناک و آوای حزینی داشتی .
- هنگام سجود چنان بر زمین می چسبیدی که گویا جامه ای بر زمین افتاده است .
- وقت نماز که می رسید دیگر کسی را نمی شناختی و به چیزی توجه نداشتی جز به نماز ،به نماز عشق می ورزیدی.
- فرا رسیدن وقت نماز را انتظار می کشیدی .
- و هنگام نماز که می شد می فرمودی : ای بلال خوشحالمان کن ،هیچ چیز را بر نماز مقدم نمی داشتی .
- می فرمودی ( به ابوذر ) خداوند فروغ دیدگانم را در نماز قرار داده است .
- آنگونه که گرسنه غذا را دوست می دارد و تشنه آب را من هم شیفته نمازم با این تفاوت که گرسنه و تشنه سیر و سیراب می شوند اما من از نماز سیر نمی شوم .
- رکوعها و سجودها ی طولانی داشتی .
- به خدا عرضه می داشتی : پروردگارا دوست دارم یک روز سیر باشم و شکرت کنم و روز دیگر گرسنه باشم تا از تو سؤال کنم .
- نشست و بر خواستت همراه با ذکر خدا بود
- با آنکه معصوم بودی ولی آنقدر از خشیت خدا می گریستی که مصلّا و سجده گاهت خیس می شد.
- هنگام دعا همچون مسکینان نیازمند دستها را بالا می گرفتی .
- (( بنده خدا )) بودی.
- یک با رکه بر زمین نشسته و با دست غذا می خوردی .زنی گفت : یا رسول الله چرا مانند بندگان نشسته و غذا می خوری ؟ و ....... فرمودی ؟ وای بر تو چه کسی بنده تر از من است ؟ تو عبد خدا و رسول او بودی .
- چهره ات گشاده بود و خوش رو .
- به هرکس می رسیدی سلام می گفتی .
- با هر کس که دست می دادی صبر می کردی که او دستش را بکشد .
- به صورت کسی خیره نمی شدی .
- به هیچ کس دشنام و ناسزا نمی گفتی.
- بر تند خویی و بد اخلاقی دیگران صبر می کردی.
- هدیه مردم و بردگان را می پذیرفتی .
- به عیادت بیماران و تشییع جنازه می رفتی.
- از اصحاب تفقّد واحوالپرسی می کردی.
- دیر غضبناک می شدی زود می بخشیدی.
- از همه بیشتر عذر پذیر بودی .
- با بینوایان محروم هم غذا و همنشین می شدی .
- پیش دیگران پایت را دراز نمی کردی
- مزاح و شوخی می گفتی ولی جز (( حق )) نمی گفتی .
- با یاران حلقه وار می نشستی .
- خود را برای اصحاب می آراستی و عطر می زدی .
- باری بر دوش مردم نبودی.
- در کارهای اجنماعی مشارکت داشتی .
- بخشنده و سخی بودی چیزی را از خواستاران مضایقه نمی کردی .
- به بزرگ هر قومی احترام می کردی .
- آری ...... ای رسول خدا
- وفای به عهد صدق و راستی امانت و محبت از ویژگی های تو بود
- از مهمان کار نمی کشیدی .
- خلف وعده نداشتی مردم دار و اهل مدارا بودی .
- سعه صدر و وسعت نظر داشتی .
- اخلاقت قرآن بود .
- قرآن مجسم بودی و آیات عینیت یافته کلام الله .
جواد محدثی ( بر گرفته از مکارم الاخلاق ، سنن النبی و بحارالانوار ج 16 )
کمی در مورد مطالب بالا تفکر کنیم
۱ - چه بزرگ و آقایی داریم ( الگوی انکار ناپذیر )
۲ - سعی کنیم خود را به این اخلاق های عالی آراسته کنیم